2 سال پیش در چنین روزی ................
بنام و بیاد او

امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم
که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . .
٢سال گذشت از تولد فرشته زیبا و دوست داشتنی من. خدایا فقط دلم میخواهد برای شکر گزاری این معجزه ارزشمند و والایی که به من هدیه کردی سجده کنم و اشک بریزم . با چه کلمه ای میتوانم عمق احساسم را به زبان بیاورم ...
میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست
و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست. میلادتو معراج دستهای من است
وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم
این 2 سال اینقدر زود و خوب گذشت که هر روز هم خاطراتش رو مرور کنم باز هم خسته نمیشم.
خاطراتی از اولین بار که توی اتاق عمل صورتم ، صورت لطیف و آسمونیه تورو لمس کرد و من فقط گفتم خدایا ممنون که فرزندی سالم بهم دادی.
خاطراتی از اولین روزهای تولدت که نگاهم میکردی و من توی چشمای ستاره ای تو خیره میشدم و غرق میشدم در مادر بودنم.
خاطراتی از اولین ماههای تولدت که وقت و بی وقت میخوابیدی و من دلتنگ و بی قرار که کی چشم باز میکنی تا بتونم محکم در آغوشت بگیرم و دیوانه وار بال و پر پرواز باز کنم.
خاطراتی از اولین باری که سرماخوردی و من و بابا اینقدر ترسیده و نگران و دست پاچه بودیم که چگونه سلامتی رو به تن ظریف تو برگردونیم و چه شبهایی که بغضم رو خوردم از نگرانی سرماخوردگی ساده تو که حتماً من خوب مواظبت نبودم .... خدایا تاج سلامتی رو روی سر همممممه بچه های دنیا بذار ...
از اولین باری که غلت زدی ، نشستی ، چهار دست و پا رفتی ، حرف زدی و قدم برداشتی و هر روز نگاه من رو به دنیام تازه تر کردی
من و بابایی همه چیز رو برای تو میخوایم و تمام تلاشمون تربیت درست و کامل تواِ ...
تمام دقایق مانده از عمرم به همراه زیبا ترین بوسه های عاشقانه
هدیه ای برای روز تولد تو . . .
لمس بودنت مبارک




2 سال پیش در چنین روزی ................
